X
تبلیغات
شیعیان عربستان سعودی

 به نقل از پايگاه خبري راصد متعلق به شيعيان عربستان، در اين عمليات، دهها خودروي گشتي امنيتي پيش از ظهر ديروز محاصره تنها مسجد شيعيان منطقه "ثقبه " در الخبر را آغاز كردند و نمازگزاران را وادار كردند به منازل خود بازگردند.
هفته پيش هم ماموران سعودي مسجد شيعيان در منطقه ثقبه الخبر را كه نمازهاي جماعت آن به امامت شيخ "يوسف المازني " برگزار مي‌شود، محاصره و از اقامه نماز جمعه در آن جلوگيري كرده بودند.
اين مسجد، چهارمين مسجد شيعيان در الخبر است كه ماموران امنيتي تلاش براي تعطيلي آن را آغاز كرده‌اند. پيش از اين دو مسجد شيعيان اثنا عشري در منطقه جسر و منطقه شمالي الخبر تعطيل شده بود. ماموران عربستان همچنين مسجد شيعيان اسماعيليه در الخبر را تعطيل كرده‌اند.
طبق آمارها، در شهر الخبر كه دهه چهارم قرن گذشته تاسيس شده، بيش از 20 هزار شيعه زندگي مي‌كنند.
دولت عربستان جز در مناطق احسا، قطيف و نجران كه بيشتر جمعيت آن را شيعيان تشكيل مي‌دهند، به هزاران تن از ساكنان شيعه در مناطق ديگر اجازه ساخت مسجد نمي‌دهد.
در اين مناطق، شيعيان در مساجدي كه با اختصاص بخشي از منازلشان ساخته شده، نماز اقامه مي‌كنند.
دولت سعودي، افرادي را كه چنين مساجدي راه اندازي كنند تحت تعقيب قرار مي دهد.
حوادث اخير در الخبر، پس از آزادي "عبدالله المهنا "، از چهره هاي سرشناس شيعه در اين شهر رخ داده است.
المهنا، متولي تنها مسجد منطقه جسر در الخبر بود كه به علت اصرار بر اقامه نماز در اين مسجد دستگير و بيش از 5 هفته زنداني شد.
وي از امضاء تعهدنامه‌اي مبني بر عدم اقامه نماز در مسجد خودداري كرده بود.
دستگاههاي امنيتي سعودي اوايل مارس گذشته، دستور بازداشت سيد محمدباقر الناصر، امام جماعت مسجد منطقه جسر، شيخ المازني امام جماعت مسجد منطقه الثقبه و سيد هاشم سيد علي سلمان امام جماعت مسجد منطقه شمالي شهر الخبر را صادر كرده بودند.
دستگاههاي امنيتي سعودي علت دستگيري اين سه شخصيت مذهبي را اقامه نماز جماعت در نمازخانه‌هاي غيرمجاز اعلام كردند.
با وجود شكايت گسترده چهره‌هاي سرشناس شيعه و ديگر شيعيان عربستان سعودي، هيچ يك از نهادهاي حقوقي و مسئولان اين كشور تاكنون به اين مشكلات كه از يك سال پيش آغاز شده است واكنشي نشان نداده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 8:39  توسط ح  | 

به گزارش شيعه آنلاين، در حالى كه از روزهاى آغازين شروع به كار شبكه ماهواره‏اى M.B.C  فارسى متعلق به خاندان آل‌يهود، گمانه‏زنى‏هايى مبنى بر اهداف پشت پرده اين شبكه در زمينه مقابله با فرهنگ شيعى و تمدن ايرانى بر سر زبان‏ها افتاده بود، اما اينك اين مساله جامه عمل به خود پوشانده است.

بررسي اجمالي برنامه‌ها و فيلم‌هاي هاليوودي پخش شده از اين شبكه كه مدت زيادي از ساخت آن نمي‌گذرد، نشان مى‏دهد كه مضمون اغلب آنها ضد ايرانى، ضداسلام و ترويج كننده آموزه‌هاي طالبان و وهابيون بوده است.

به باور تحليل‏گران، فعاليت رسانه‌اي گروه "M.B.C" يا "مركز خبر رسانى خاورميانه" كه متعلق به يك سرمايه‏دار سعودى از خاندان حكومتى عربستان است و هم‏اكنون هشت شبكه تلويزيونى، از جمله؛ العربيه، M.B.C.4، M.B.C.3، M.B.C.2 و M.B.C را در كنترل خود دارد؛ مقدمه‏اى است براى مبارزه با 5 شبكه عربى كه توسط ايران راه اندازى شده است و رويكرد ضد شيعى خود را در آينده نه چندان دور افزايش خواهد داد.

شايان ذكر است مديران اين شبكه در ماه مبارك رمضان گذشته، قصد داشتند سريال موهن "للخطايا ثمن" كه با هدف اهانت به احكام شرعى تشيع ساخته شده بود را در شبكه‏هاى ماهواره‏اى خود پخش كنند، اما بواسطه اعتراض گسترده شيعيان منطقه، آن را توقيف كردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:19  توسط ح  | 

برگي از جنايات القاعده و گروه هاي افراطي سني عليه شيعيان پاكستان
شعار عليه مقدسات شيعه در روز ميلاد پيامبر اكرم (ص ) و سكوت دولت
در زمستان سال 1385 سران قبايل پاراچنار در جلسه اي با حضور نماينده ناتو افغانستان و پاكستان اعلام كرده بودند كه به هيچ وجه اجازه عبور كاروان هاي طالبان به سمت افغانستان را نخواهند داد در سال 86 پاراچنار عبور كاروان هاي طالبان از پاكستان به سمت افغانستان آغاز شد. آنها از منطقه « چپري » (ورودي كرم ايجنسي ) تا حومه شهر پاراچنار را طي مي كردند و وارد افغانستان مي شدند.
دولت نيز در قبال عبور طالبان از اين منطقه هيچ مسئوليتي را قبول نمي كرد و مقامات محلي اعلام مي كردند كه « ما هيچ كاري نمي توانيم بكنيم زيرا اين افراد از اسلام آباد حمايت مي شوند » و اين همان زماني بود كه شيعيان متوجه عمق فاجعه شدند و خود را براي رويارويي با حوادث بعدي آماده كردند.
سه ماه بعد از اظهارات فرماندار پيشين مبني بر تغيير نقشه پاراچنار و يك ماه بعد از اظهارات حكمران ايالت سرحد مبني بر مواجهه پاراچنار با طوفان ها و سيل هاي سهمگين تر و ويرانگرتر در آوريل سال 2007 مناطق مختلف پاراچنار نا امن شد و از ارديبهشت ماه 86 درگيري ها آغاز شد .
تروريست هاي تندرودر اين منطقه با شيطنت دولت در راهپيمايي 12 ربيع الاول روز ميلاد حضرت محمد پيامبر اكرم (ص ) عليه مقدسات شيعه از جمله شهادت امام حسين و عاشورا و در حمايت از يزيد و يزيديت شعار دادند و حضرت اميرالمومنين علي علي عليه السلام و معاويه را برادر خواندند. « مرده باد شهادت حسين زنده باد يزيديت » از جمله شعارهاي آنها بود.
شيعيان در واكنش به اين اقدام با مراجعه به نماينده سياسي دولت (فرماندار منطقه ) خواستار دستگيري عاملين اين ماجرا شدند اما آنها دستگير نشدند و حتي انجمن حسيني پاراچنار با اعتراض از دولت خواست تا 17 ربيع الاول موضع خود را اعلام كند و به شيعيان جواب دهد كه واكنش مقامات دولتي در اين خصوص منفي بود و هيچ برخوردي با مسببين صورت نگرفت .
در روز 17 ربيع الاول همه شيعيان و برخي علما اهل تسنن از مناطق مختلف در حسينيه مركزي شهر پاراچنار اجتماع كرده بودند . 17 ربيع الاول از سوي شيعيان به عنوان روز ميلاد رسول الله (ص ) و امام صادق (ع ) و آخرين روز هفته وحدت برگزار مي شد و آنها يك مفتي سني را نيز از كراچي براي سخنراني در اين مراسم باشكوه دعوت كرده بودند اما در حالي كه مراسم ادامه داشت عده اي از شيعيان از زعما خود خواستند كه موضع دولت را در قبال شعارهاي افراطيون عليه مقدسات شيعه به اطلاع عموم برسانند زيرا 17 ربيع الاول آخرين روز ضرب الاجلي بود كه شيعيان به دولت داده بودند.
اما آنها پاسخي براي جوانان خود نداشتند بنا بر اين با دست خالي از حسينيه بيرون رفتند و خواستند كه در مقابل مسجد افراطي ها شعار بدهند اما نيروهاي وزيرستاني ارتش كه در مسجد مستقر بودند به سوي آنها تيراندازي كردند و وهابي هاي تروريست نيز كه از قبل براي جنگ آماده بودند حمله را به شكل آتش سلاح هاي سبك و نيمه سنگين به حسينيه مسجد حوزه علميه و مناطق مسكوني شيعيان آغاز كردند و تعدادي از شيعيان نيز به آنها پاسخ دادند و درگيري هايي (كه هنوز نيز بصورت پراگنده ادامه دارد) آغاز شد.
شخصي بنام « عيد نظر » كه سركرده اين جريان بود در همان درگيري هاي اوليه به شدت مجروح شد اما ارتش پاكستان فورا او را با يك بالگرد به راولپندي انتقال دادند و او احتمالا در بيمارستان ارتش تحت درمان قرار گرفت .
بهرحال اين درگيري به مدت يك هفته ادامه يافت ; شيعيان در اين ماجرا نيز با هوشياري عمل مي كردند چون به توطئه آنها آگاه بودند بعد از اين درگيري تمامي راه هاي منتهي به شهرهاي پاكستاني تا مدت يك ماه بسته بوده و منطقه در محاصره قرار داست . پس از آن نيز راههاي منتهي به شهر مسدود بود و حملاتي به افراد بي دفاع صورت مي گرفت . در اين درگيري ها 63 تن از شيعيان شهيد شدند و اولين بار 11 تن از شيعيان توسط تروريست ها سر بريده شدند .
بعد از برقراري آتش بس در منطقه شيطنت هاي زيادي براي آغاز مجدد جنگ از سوي تروريست هاي مرموز صورت گرفت كه بدين شرح مي باشد :
گروهك منحله تروريستي سپاه صحابه ايالت سرحد (كه بر اساس قانون حق تجمع و گردهمايي نداشت ) بعد از اجلاس سالانه خود در پيشاور اعلام كرد كه در جنگ بعدي از همه نيروهايي جهادي كشمير و افغانستان (كه تجربه جنگ با ارتش هاي قوي دنيا را دارند) عليه پاراچناري ها استفاده خواهد شد و به شيعيان پاراچنار درسي فراموش ناشدني داده خواهد شد!
يكي از عناصر تروريستي وابسته به دولت « سرگرد مست گل » (كه در سال هاي قبل در كشمير موجبات نكبت و بدبختي را براي مسلمانان آنجا فراهم كرده بود و يكي از مكان هاي مقدس كشمير به نام « چرار شريف » را به آتش كشيده و در نزد افراطي هاي پاكستاني به عنوان « فاتح چرار شريف » شهرت يافته بود) نيز به پيشاور آمده و طي يك كنفرانس مطبوعاتي با اشاره به آنچه وي « كارنامه جهادي مي خواند » از وارد شدن به اصطلاح مجاهدين كشميري در جنگ بعدي عليه شيعيان پاراچنار خبر داد و نسبت به عواقب رفتار شيعيان كه جانانه از دين و خانه و ناموس خود دفاع كرده بودند هشدار داد.
اين اقدامات و اظهارات تروريست ها نشان مي داد كه جنگ پايان نيافته و پاراچنار هنوز بايد منتظر تغيير نقشه منطقه خود باشد! بدنبال اين مسائل اتفاقاتي تا جنگ نوامبر رخ داد كه خلاصه آن بدين شرح مي باشد :
در اين مدت تروريست ها سه نفر از شيعيان پاراچنار را كه در اداره پليس هنگو خدمت مي كردند با خودرو زير گرفته و به شهادت رساندند.
اتفاق ديگر حمله انتحاري به شيعيان پاراچنار بود كه در روز 13 مرداد 1383 در بازاري به نام « عيدگاه ماركت » صورت گرفت كه 12 نفر در آن شهيد و ده ها نفر ديگر مجروح شدند. بعدا مشخص شد كه اين حمله با نظر موافق معاون فرماندار پاراچنار صورت گرفته بود; عامل اين حمله نيز شناسايي شد اما دولت اقدامي در راستاي ايجاد آرامش به عمل نياورد و كسي دستگير نشد.
يك عضو پاراچناري پرسنل شبه نظاميان وابسته به ارتش در وزيرستان جنوبي با فجيع ترين وضع ممكن و با دستان بسته توسط عده اي سربريده شد در حالي كه افراد مسلح در اطراف محل شهادت وي شعارهاي الله اكبر سر مي دادند. « سي دي » اين اقدام وحشيانه به سراسر مناطق شيعه نشين فرستاده شد.
تروريست هاي گرگ صفت يك عضو پاراچناري پرسنل پليس هنگو به نام « سيد امجد حسين » را از كنار پاسگاه پليس در شهر دوآبه ربوده و سر بريدند « لائق حسين » و « امجد حسين » كساني بودند كه با عنوان جهاد توسط تروريست هاي مدعي جهاد به شهادت رسيدند.
جنگ تمام عيار 25 آبان 1386 و شهادت 75 تن از شيعيان
سيد امجد حسين در اواسط ماه نوامبر به شهادت رسيد و در روز 15 نوامبر تعدادي از وهابي ها بر سر مسائل ناموسي با يك ديگر درگير شدند كه در نتيجه آن سه نفر از آنها مجروح شد و اين درگيري را به شيعيان نسبت دادند; بنا براين در روز 25 آبان تمامي مغازه ها و فروشگاه هاي اهل تسنن در شهر تعطيل بود. شيعيان اين مسئله را به مقامات محلي يادآور شدند و از آغاز جنگي ديگر اظهار نگراني كردند ولي دولتمردان توجهي نكردند و نزديكي هاي ظهر آن روز حملات وسيعي عليه مناطق مسكوني و حسينيه ها و مساجد شيعه آغاز شد.
قابل توجه است كه همانگونه كه در جنگ اول بيش از 500 نفر از اعضاي القاعده در شهر پاراچنار مستقر شده بودند كه تقريبا همه آنها در آن جنگ به هلاكت رسيدند در اين جنگ نيز تعداد بيشتري از اعضاي القاعده و به اصطلاح جهادي هاي كشميري و پاكستاني با پوشش هاي گوناگون به اين شهر آمده بودند و در مسجد و چند باب هتل و منازل تروريست ها مستقر شده بودند كه آنها نيز در اين شهر به هلاكت رسيدند و سرانشان به وسيله بالگردهاي ارتش به اسلام آباد انتقال يافتند و بقيه در منطقه نظامي در گورهاي دسته جمعي به خاك سپرده شدند.
به هر حال جنگ در تاريخ 25 آبان مجددا با شدت تمام آغاز شد و به كل منطقه قبايلي پاراچنار سرايت كرد . اين درگيري همه جانبه بيش از 50 روز ادامه يافت دست كم 75 تن از شيعيان در اين مدت شهيد و صدها نفر نيز زخمي شدند . در اين مدت جنگ در منطقه پيوار نيز آغاز شد. در همين زمان محاصره پاراچنار نيز تشديد شد و رفت و آمد به ساير شهرها غيرممكن گرديد.
در اين مدت تحولات مهمي نيز در سراسر پاكستان روي داد.
بي نظيربوتو نيز در 6 ديماه در يك حمله مشكوك تروريستي جان باخت و انتخاباتي كه قرار بود در ژانويه برگزار شود به 29 بهمن موكول شد.
در اين روزها مبارزات انتخاباتي احزاب سياسي مانند ساير مناطق پاكستان در پاراچنار نيز آغاز شد در حالي كه انتظار نمي رفت مردم پاراچنار با وجود پشت سر نهادن جنگ و محاصره همه جانبه و مشكلات اقتصادي موجود به مسئله انتخابات توجه كنند اما برخلاف ديگر مناطق قبائلي در اين منطقه مبارزات انتخاباتي به نحو مطلوبي ادامه يافت .
حمله انتحاري بهمن 1386 و تشديد محاصره
دشمن با استفاده از مبارزات انتخاباتي و غفلت مردم از تدابير امنيتي لازم يك خودروي حامل مواد منفجره را در يك تجمع انتخاباتي در همان محل قبلي يعني « عيدگاه ماركت » منفجر كردند كه در اين انفجار بيش از 60 نفر از شيعيان شهيد و صدها نفر مجروح شدند .
بعد از اين حمله درگيري هاي ديگري در پاراچنار روي داد و البته خشونت طلبان و تروريست ها بعد از اين درگيري ها در شهر پاراچنار كاملا " شكست خوردند و باقيمانده ها با كمك ارتش از اين منطقه خارج شدند.
نكته قابل ذكر اين است كه خانواده و زنان و كودكان اهل تسنن بعد از اين حوادث تا مدتي در پناه شيعيان بودند و شيعيان بعد از آن آنها را به نيروهاي دولتي تحويل دادند و شاهدان عيني گفتند كه نيروهاي دولتي به گونه اي با اين خانواده ها رفتار كرده بودند كه آنها فرياد بر مي آوردند و مي گفتند « ما را به شيعيان برگردانيد كه آنها برادران ما هستند و ما را مانند اعضاي خانواده هايشان حفظ مي كنند! » .
بعد از اين درگيري ها طالبان با همكاري مخفيانه دولتمردان از ورود مواد غذايي مواد دارويي و بهداشتي و ابزارآلات پزشكي و سوخت جلوگيري كردند.
در اين ايام بود كه تروريست ها در ورودي شهرستان كرم ايجنسي و در روستاي چپري سه دستگاه نفتكش درحال سوخت رساني به شيعيان را (در حالي كه اسكورت نيروهاي دولتي را نيز به همراه داشتند) توقيف نموده و خدمه و سربازان دولتي را (كه شيعه بودند و دستور درگيري با تروريستها را نداشتند) ربودند.
اجساد قطعه قطعه شده شش نفر از آنها به شيعيان تحويل داده شد و شش نفر ديگر نيز درحالي به شيعيان بازگردانده شدند كه به شدت مجروح بودند و از سوي ديگر شيعيان هشت نفر از اسيران طالبان را صحيح و سالم به ميانجيگران تحويل دادند.
اين حادثه زماني روي داد كه ميانجي گران (مامور دولت در ظاهر) مي خواستند براي ايجاد صلح در بين طرفين به تبادل اسرا بپردازد اما شيعيان در قبال اسيران زنده اجساد عزيزانشان را دريافت كردند كه اين امر باعث نارضايتي و خشم شيعيان شد.
در تير ماه 1387 چند تن از تروريست ها در منطقه « شلوزان » چهار نفر از جوانان شيعه را در مراسم عروسي هدف آتش قرار داده و به شهادت رساندند و روز بعد از آن تروريست هاي زنداني در شهر صده با تباني مقامات دولتي دروازه مركزي زندان را شكستند و در مسير كاروان سوخت و مواد غذايي كه از پيشاور عازم پاراچنار بود كمين كردند.
اين كاروان شامل 23 دستگاه كاميون و نفتكش متعلق به شيعيان بود و تعداد زيادي از نيروهاي دولتي نيز با آنها در حال حركت بودند اما همين كه كاروان به روستايي به نام « پير قيوم » رسيد از سوي تروريست ها مورد حمله قرار گرفت . 9 دستگاه از كاميون هاي مذكور بدون توجه به دستور توقف تروريست ها خود را به مناطق شيعه نشين رساندند و 13 دستگاه كاميون به دام افتادند . نيروهاي دولتي اما در آنجا مورد استقبال تروريست ها قرار گرفتند و طبق برنامه تعيين شده محل را ترك كردند . جمعا 20 نفر از شيعيان در اين كاميون ها بودند . تروريستها بعد از غارت كاميون ها آنها را به آتش كشيدند و شش نفر از سرنشينان اين كاميون ها نيز زنده زنده در كاميون ها سوختند. هشت نفر از شيعيان به محل نامعلومي انتقال داده شدند كه اجساد قطعه قطعه شده آنها چند روز بعد به شيعيان تحويل داده شد و بقيه افراد با ترفندهاي مختلف از محل فرار كردند . اگرچه گزارش هاي اوليه حاكي از آن بود كه 20 نفر از شيعيان در آتش كينه وهابي ها سوخته اند.
همانگونه كه اشاره شد نيروهاي دولتي هيچگونه واكنشي در برابر تروريست ها از خود نشان ندادند و كاملا آشكار بود كه اين برنامه از قبل با همدستي مقامات دولتي و نظامي طراحي شده بود.
تشديد محاصره و گروگان گيري از شيعيان
محاصره منطقه كار را به جايي رسانده بود كه زندگي عادي مردم با مشكلات فراواني مواجه بود; پاراچنار در محاصره كامل قرار داشت و مواد غذايي كه گهگاهي از افغانستان وارد پاراچنار مي شد با قيمت هاي بسيارگران در اختيار شيعيان قرار مي گرفت مثلا " يك كيسه آرد كه 2000 روپيه قيمت داشت با مبلغ 8000 هزار روپيه در اختيار شيعيان قرار مي گرفت روغن برنج و مواد دارويي اصلا " يافت نمي شد و عده اي از مردم از نبود مواد دارويي جان خود را از دست دادند عده بسيار زيادي از كارگران كاملا بيكار شدند و وضعيت بسيار وخيمي بر اين منطقه حاكم بود كه اين وضعيت همچنان ادامه دارد.
محاصره و درگيري از ارديبهشت 86 شروع شد و تا آذر ماه 87 ادامه داشت و اين محاصره كه دسامبر تا فوريه شكسته شده بود و رفت و آمد شيعيان به ساير شهر در جريان بود و با وجود حملات تروريستي متعدد به شيعيان پاراچنار در بين راه پاراچنار به پيشاور و حمله انتحاري به حسينيه پاراچناري ها در پيشاور و ربوده شدن افراد زيادي از پاراچناري با هدف دريافت غرامت مردم به رفت و آمد خود ادامه مي دادند اما تروريست ها در بهمن ماه 1387 2 نفر را قبل از ورود به منطقه كرم ايجنسي شهيد كرده و 3 نفر را ربودند و روز بعد نيز آنها يك ميني بوس حامل 12 مسافر شيعه را ربودند و يك نفر از آنها را ـ كه خود را از ميني بوس بيرون پرت كرده بود ـ به شهادت رساندند و از آن روز به بعد محاصره منطقه از سر گرفته شده و مسافرين شيعه با عبور از استان هاي مختلف افغانستان خود را به پيشاور مي رسانند.
از آن زمان تاكنون شيعيان زيادي گروگان گرفته شده اند فشارهاي زيادي عليه مردم وارد مي شود باج گيري از آنها هنوز ادامه دارد نيروهاي طالبان در اين منطقه به طور كامل خودكامگي مي كنند و دولت پاكستان نه فقط اقدامي جدي عليه آنها به عمل نمي آورد بلكه به شيعيان پاراچنار اعلام كرده است كه « از رو در رويي با طالبان ناتوان است و البته اگر شيعيان بخواهند دولت آماده است تسليحات مورد نياز را در اختيارشان قرار دهد! » .
به هر حال از ارديبهشت 1386 تاكنون بيش از 614 نفر در پاراچنار در مدت اين دو سال شهيد شده اند و بيش از سه هزار نفر زخمي شده اند و چندين نفر هم اسير شده اند.
در درگيري آخر در ماه رمضان گذشته در منطقه « باغ زئي » تعداد زيادي از تروريست ها فرار كردند و 32 پايگاه نظامي آنها هم به تصرف شيعيان درآمد و شخصي بنام « ابوالليث الليبي » مرد شماره چهار القاعده در اين منطقه كشته شد و دولت پاكستان وي را با بالگرد ارتش به وزيرستان منتقل كرد و آن منطقه را نيز بمباران كرده و به آمريكايي ها اعلام كرد كه ابوالليث را وزيرستان كشته است !.
مي توانيم بگوييم درگيري در پاراچنار جنگ صهيونيست و مزدورانش عليه شيعيان است و در اين راستا از هر دولتي كه در پاكستان در راس قرار بگيرد استفاده مي كنند.
كوچ اجباري شيعيان از پاراچنار
در اين مدت در پاراچنار مردمي كه اهل جنگ بودند به مقابله پرداختند آنهايي كه فقير و مستضعف هستند بيكار مانده اند و بسياري از آنها به شهرهاي پيشاور لاهور كويته و پنجاب و بسياري از كارگران به جمهوري اسلامي ايران مهاجرت كرده اند تا بتوانند حداقل روزگار عادي خانواده هاي خودشان را اداره كنند.
تروريست ها هنگامي كه فردي را مي ربايند پول هنگفتي را به عنوان غرامت در برابر آزادي او مطالبه مي كنند و بسياري از خانواده ها مجبور مي شوند منزل و زمين خود را بفروشند و پس از اين اقدام هم هيچ راهي براي زندگي در اين منطقه ندارند و اين احتمال وجود دارد كه از مجبور به مهاجرت مي شوند.
آدم ربايي در واقع براي در تنگنا قرار دادن شيعيان است زيرا آنها اولا ديگر احساس امنيت نمي كنند و ثانيا با پرداخت غرامت اقتصادشان تباه مي شود و از سوي ديگر تروريستها با پول دريافتي از شيعيان به خريد تسليحات مي پردازند و خود را براي حملات بعدي عليه اين منطقه آماده مي كنند.
از طرف ديگر ارتش پاكستان هم كه آمريكا به نوعي در آن نفوذ دارد به نوعي از اين تروريست ها حمايت كرده و مي كند.
دولت هاي پاكستان هم همگي با اين عوامل همراه و همدست بوده اند. به طور مثال در دوره ضياالحق ارتش پاكستان جلسه اي به رياست سرتيپ « امتياز » برگزار شد كه در آنجا مطرح شد كه دو گروه « شيعه » و « سندي » دشمن پاكستان هستند و ما بايد با آنها مبارزه كنيم دولت اعلام كرد كه شيعيان و مردم استقلال طلب ايالت سند دشمن امنيت پاكستان هستند و بايد آنها را از بين ببريم و اين درگيري هاي امروز هم در ادامه همان سياست ها است .
در پايان مي توان گفت كه وحدت اسلامي يكي از شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي بوده و استراتژي اين نظام اسلامي و شيعيان جهان تعيين گرديد و از آن زمان به بعد در شبه قاره به ويژه پاكستان هم اين موضوع از سوي شيعيان پيگيري شد و هنگامي كه استكبار احساس كرد اين حركت منافعش را تهديد مي كند ايجاد موانع را آغاز كرد و گروه هاي تروريستي يكي پس از ديگري تاسيس شدند و سياست ايجاد تنش و فتنه انگيزي ميان شيعه و سني را دنبال كردند و با نام اسلام و حتي جهاد عليه شيعيان وارد عمل شدند و خود را اهل تسنن معرفي مي كنند.
اما با اين حال شيعيان پاكستان با هوشياري كامل و آگاهي از توطئه دشمنانشان در بسياري از مناطق نه تنها با اهل تسنن درگير نمي شوند بلكه در شادي ها و غم در كنار يكديگرند و با حفظ وحدت اسلامي ميان خود توطئه دشمنان را به خوبي خنثي كرده اند.
و اما كلام آخر
به طور كلي اهداف طالبان وهابي ها و حاميان آنها آمريكا برخي دولت هاي ضد شيعه منطقه از فشار بر شيعيان و كشتار آنها در منطقه استراتژيك پاراچنار به شرح ذيل است :
1 ـ تضعيف شيعه و متوقف كردن روند پيشرفت اين منطقه شيعه نشين و سرسبز و زيبا كه هم از لحاظ طبيعي زيباترين و آبادترين است و هم از نظر سطح سواد و حضور در عرصه هاي گوناگون كشور در بين مناطق قبائلي بي نظير است .
2 ـ ايجاد اختلاف در بين شيعيان پاراچنار و قبائل ديگر . در نتيجه اين اقدامات كه هم اينك عبور شيعيان از مناطق قبائلي غير شيعه غير ممكن است و در صورتي كه بخواهند از اين مناطق عبور كنند و شناسائي شوند احتمال زنده ماندنشان به شدت ضعيف خواهد بود.
3 ـ تخليه شيعيان از منطقه پاراچنار و كوچاندن آنها به ديگر مناطق پاكستان ; در واقع هدف اصلي پنهاني اين موضوع تشكيل كشور پشتوستان و تجزيه كشورهاي افغانستان ايران و پاكستان است كه گام اول اين طرح تخليه شيعيان از منطقه پاراچنار است ; زيرا طرح تاسيس كشوري به نام پختونستان يا پشتونستان با هدف ايجاد يك پايگاه قابل اعتماد آمريكا در منطقه پيگيري مي شود و براي شيعيان جايي در اين پايگاه آمريكايي وجود ندارد.
3 ـ ايجاد پايگاه آمريكا در منطقه استراتژيك همجوار پاراچنار; و يا خود پاراچنار . براي اين امر هم مجاورت شيعيان براي آنها مفيد نيست و به اعتقاد آنها شيعيان نوعي تهديد بالقوه محسوب مي شوند و بايد كوچ كنند.
4 ـ تسويه حساب آمريكا باالقاعده به قيمت جان و مال و امنيت شيعيان ; آنها معتقدند كه طالبان بايد به شيعيان حمله كنند و در واكنش به آنها شيعيان هم به مقابله با آنها بپردازند و خود آمريكا نيز از اين مساله سود كند چرا كه در ظاهر اين دولت براي نابودي طالبان در افغانستان حضور دارد.
5 ـ در واقع القاعده و طالبان مثل دو لبه قيچي قصد دارند شيعيان را قيچي كنند; از يك طرف طالبان والقاعده در رفتارهاي خود نشان داده اند هر زماني كه بخواهند مي توانند با آمريكا كنار بيايند و از طرف ديگر آمريكا هم در طول 8 سال مبارزه با آنها نه تنها القاعده و طالبان را ريشه كن نكرده بلكه به گسترش و رشد آنها نيز كمك كرده است حتي در طول حضور خود در عراق و افغانستان هيچ ضربه محكمي بر پيكر آنها وارد نكرده و مانند يك مترسك از آنها استفاده مي كنند حتي اخيرا هم در افغانستان بحث مذاكره با طالبان را به رسميت شناخته اند.
6 ـ آمريكا با اين كار محاصره ايران را تقويت مي كند و ارتباط ايران را با همسايگانش قطع و گام هاي موثري براي تحكيم قدرت خود در منطقه برمي دارد.
به عبارت ديگر آمريكا با حضور در افغانستان و پاكستان نفوذ خود را در اطراف چين هم مستحكم تر كرده ضمن اينكه از تمامي مخالفين جمهوري اسلامي ايران در اين كشورها حمايت مي كند و نيروهاي شورشي و گروه هاي تروريستي مانند « جندالله سپاه صحابه و طالبان » را نيز تقويت مي كند و يك گام به سناريوي « حضور در ميان رقابت هاي برتر منطقه » نزديك تر شده است .
7 ـ ذخاير عظيم هسته اي و انبارهاي اتمي پاكستان در ايالت سرحد بنا شده است و مواد خام اورانيوم غني شده در اين منطقه به وفور يافت مي شود بنابراين آمريكا با حضور در اين منطقه در واقع سناريوي « كنترل پاكستان اتمي » را عملي خواهد كرد كه هم براي ايران و هم براي چين كه نزديك اين منطقه است تهديد محسوب مي شود.

8 ـ آمريكا با حضور در افغانستان و تحريك طالبان براي كوچاندن شيعيان از مناطق قبايلي پاراچنار و ايالت سرحد در واقع خنجري بر پشت مردم منطقه كاشته است . اگر آمريكا در افغانستان و ايالت سرحد در شمال غرب پاكستان مسلط شود مي تواند شكافي را در بين پنج كشور هسته اي ايجاد كند.
در واقع ميان روسيه چين پاكستان هند و ايران پايگاهي ايجاد كرده كه به راحتي مي تواند براي اين پنج قدرت تهديدي بالقوه باشد.
گزارش از روح الله قاسميان
تروريست هاي تندرو در راهپيمايي روز ميلاد حضرت رسول (ص ) عليه مقدسات شيعه از جمله شهادت امام حسين (ع ) و عاشورا و در حمايت از يزيد و يزيديت شعار دادند. « مرده باد شهادت حسين زنده با يزيديت » شعارهاي آنها بود اما هيچ برخورد با آنها صورت نگرفت
تاكنون شيعيان زيادي گروگان گرفته شده اند فشارهاي زيادي عليه مردم وارد مي شود باج گيري از آنها هنوز ادامه دارد نيروهاي طالبان در اين منطقه به طور كامل خود كامگي مي كنند و دولت پاكستان نه فقط اقدامي جدي عليه آنها به عمل نمي آورد بلكه به شيعيان پاراچنار اعلام كرده است كه « از رودررويي با طالبان ناتوان است و البته اگر شيعيان بخواهند دولت آماده است تسليحات مورد نياز را در اختيارشان قرار دهد »
از ارديبهشت 1386 تاكنون بيش از 614 نفر در پاراچنار شهيد و بيش از هزار نفر زخمي و چندين نفر نيز اسير شده اند
شيعيان پاكستان با هوشياري كامل و آگاهي از توطئه دشمنانشان در بسياري از مناطق نه تنها با اهل تسنن درگير نمي شوند بلكه در شادي ها و غم در كنار يكديگرند

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:9  توسط ح  | 

برگي از جنايات القاعده و گروه هاي افراطي سني عليه شيعيان پاكستان
بخش نحست
اشاره :
بدنبال پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني (ره ) و بيداري مسلمانان در منطقه شيعيان پاكستان و بويژه منطقه پاراچنار از اين قاعده مستثني نبودند و از سال 1369 به بعد هميشه در دولت هاي مختلف پاكستان تحت فشار قرار گرفتند .
با تشكيل گروه هاي مختلف تروريستي مانند « سواد اعظم اهل سنت » « سپاه صحابه » « لشكر جهنگوي » و « طالبان پاكستاني » حلقه محاصره شيعيان در منطقه پاراچنار تنگ تر شد و از سال 1366 با صدور فتاوايي مانند « تصرف زنان شيعه جايز است » و « شيعيان كفار سرخ هستند » حمله و درگيري شديد عليه شيعيان آغاز شد كه تا امروز نيز ادامه دارد.
خبرگزاري فارس در گزارشي سعي كرده حوادث پاراچنار و وضعيت شيعيان اين منطقه از دوره حكومت « ايوب خان » در دهه 1340 و دوره « ضيا الحق » (1356 تا 1367 ) تا دوره رياست جمهوري « آصف علي زرداري » رئيس جمهور فعلي پاكستان را مورد بررسي قرار دهد.
موقعيت جغرافيايي و طبيعي پاراچنار
شهر پاراچنار مركز شهرستان كرم (يا كرم ايجنسي ) واقع در ايالت سرحد در شمال غرب پاكستان و هم مرز با افغانستان است . به عبارت ديگر كرم ايجنسي به مركزيت پاراچنار كه اينك به همين نام « پاراچنار » معروف است از مهمترين دروازه هاي ورود افغان ها به پاكستان و همچنين ورود پاكستاني ها به افغانستان محسوب مي شود كه مساحت آن 3310 كيلومتر مربع بوده و تا شهر پيشاور (مركز ايالت سرحد) 253 كيلومتر فاصله دارد و در حدفاصل پاراچنار تا شهر پيشاور شهرهاي « صده تل دوآبه هنگو كوهات » و « دره آدم خيل » واقع شده اند. اين منطقه سرسبز و آباد بوده و داراي كوهستان هاي زيبا جنگل هاي طبيعي گسترده آب فراوان و زمين هاي حاصلخيز است .
پاراچنار با جمعيت شيعي در حدود 450 هزار نفر داراي دو قوم بزرگي به نام هاي « طوري » و « بنگش » بوده كه قوم طوري به پنج شاخه ديگر به نام هاي « حمزه خيل » « مستوخيل » « غوندي خيل » « دوپرزاي » و « علي زئي » تقسيم شده است . همچنين پاراچنار مركز دو منطقه قبايلي به نام كرم بالا و پايين است كه 800 هزار نفر در آنجا زندگي مي كنند كه 450 هزار نفر آنها شيعه مي باشند . البته شهر پاراچنار به تنهايي 150 هزار نفر جمعيت دارد كه 98 درصد اين جمعيت را شيعيان تشكيل مي دهند .
جمعيت كل هفت منطقه قبايلي « كرم ايجنسي اورگزئي ايجنسي خيبر ايجنسي مهمند ايجنسي باجور ايجنسي وزيرستان شمالي ايجنسي و وزيرستان جنوبي ايجنسي » حدود 4 ميليون نفر است كه كرم ايجنسي به دو منطقه « كرم عليا » و « كرم سفلي » تقسيم شده و اكثريت قريب به اتفاق جمعيت كرم عليا را شيعيان تشكيل مي دهند.
« علي زئي تنگئي بيليامين انجيري چار ديوال و جلامئي مروخيل و صده » نيز عمده ترين مناطق « كرم پايين » را تشكيل مي دهند كه داراي تركيب جمعيتي با اكثريت شيعه و اقليت اهل تسنن مي باشند.
از نظر نژادي پشتون ها در پاكستان در ايالت هاي سرحد و بلوچستان زندگي مي كنند و به دليل اينكه مركز پشتون ها در افغانستان است طالبان همواره ايالت سرحد و شمال بلوچستان را به عنوان بخشي از منطقه افغان تلقي مي كنند و ادعاي سرزميني نسبت به آن دارند.
قبيله « منگل » آغازگر تنش در پاراچنار
درد سرها و مشكلات شيعيان در شمال غرب پاكستان و ايالت سرحد زماني آغاز شد كه بدليل كم بودن جمعيت اهل تسنن برخي از افغان هاي سني به مناطق كوهستاني ايالت سرحد وارد شدند و پس از مدتي از طرف دولت وقت پاكستان مورد حمايت قرار گرفتند و كم كم جمعيت آنها از امكانات مختلف برخوردار شده و در اين مناطق رشد يافت .
اين عده كم كم به شهر شيعه نشين پاراچنار آمدند در آن زمان قبليه « جاجي » تنها قبيله اهل سنت در شهر پاراچنار بود و شيعيان مسجدي را به عنوان حسن نيت به اين قبيله اهدا كردند. تا آن زمان هيچ مشكلي ميان مسلمانان نبود و برادران اهل تسنن و شيعيان در ثبات و امنيت كامل زندگي مي كردند و هيچ اختلافي وجود نداشت .
پس از مدتي قبيله اي موسوم به « منگل » كه از مهاجران افغان بودند وارد پاراچنار شده و مسجد اهدايي شيعيان به قبيله جاجي را تصرف كردند. منگل ها به ظاهر خود را اهل تسنن معرفي مي كردند ولي در واقع تندرو بودند و حتي اهل سنت پاراچنار هم از آنها روي گردان بودند.
در روز عاشوراي سال 1340 اولين جنگ اعتقادي عليه شيعيان در شهر صده واقع در 35 كيلومتري شهر پاراچنار روي داد . در اين درگيري منگل ها و برخي افراطي هاي قبيله بنگش به عزاداران حسيني حمله كردند كه در اين درگيري دهها نفر شهيد و مجروح شدند و اين جنگ با مقاومت شيعيان و دخالت نيروهاي دولتي و عمدتا نيروهاي محلي شيعي پايان يافت كه اين اولين جنگ مذهبي عليه شيعيان بعد از تاسيس كشور مسلمان پاكستان بود. به دنبال اين حادثه كم كم مخالفت ها با شيعيان در اين منطقه آغاز شد.
پس از اين كه شوروي به قصد تصرف افغانستان وارد اين كشور شد منطقه پاراچنار به دليل موقعيت جغرافيايي اش به محلي براي عبور و مرور احزاب هفت گانه جهادي افغانستان و مستشاران غربي (با حمايت و همكاري دولت پاكستان ) تبديل شد در حالي كه احزاب هفتگانه افغاني نيز با حمايت آمريكا و غرب عليه شوروي وارد جنگ شده بودند.
در آن زمان دولت پاكستان به رياست « ضياالحق » به شيعيان پاراچنار پيشنهاد داد كه بدليل رفت و آمد افغان ها و ناامني احتمالي شما بايد اين منطقه را ترك كنيد و به محله « جوزاره » در شهرستان « هنگو » كوچ كنيد. پس از اين مسئله زعماي شيعه از جمله شهيد « عارف حسيني » كه هنوز رهبر شيعيان هم نشده بود به همراه ديگر بزرگان و ريش سفيدان شيعه اعلام كردند كه اين مسئله توطئه دولت پاكستان براي كوچاندن شيعيان از پاراچنار است و با آگاه كردن مردم از نيت دولت پاكستان و هوشياري شيعيان اين توطئه در سال هاي 1360 ـ 1361 ميلادي خنثي شد .
نذر روزه براي آزادي خرمشهر علت اولين حمله به شيعيان پاراچنار بعد از انقلاب اسلامي
در اوايل 1361 اولين درگيري ها پاراچنار آغاز شد در آن زمان مهاجران افراطي و وهابي افغان در منطقه « صده » در كرم ايجنسي كه از غفلت برخي خانواده هاي شيعه سو استفاده كرده و بسياري از منازل و زمين هاي كشاورزي آنها را خريداري كرده بودند به شيعيان حمله كرده و حتي به بچه هاي چند ماهه هم رحم نكردند. در واقع منطقه صده پايگاهي براي اين افراطي هاي مهاجر تبديل شده بود.
اين حادثه از آنجا شكل گرفت كه شهيد « عارف حسيني » كه در آن زمان از بزرگان شيعه در پاراچنار بود و در مدرسه جعفريه تدريس مي كرد از طلاب پاراچناري خواست براي آزادي خرمشهر و پيروزي رزمندگان اسلام نذر كنند و يك روز را روزه بگيرند پس از آن شيعيان پاراچنار همگي روزه گرفتند و در همان روز خبر آزادي خرمشهر منتشر شد و همان شب شيعيان به جشن و خوشحالي پرداختند روز بعد نيز مردم از تمامي روستاهاي اطراف به پاراچنار آمدند و جشن مفصل تري برگزار كردند.
دولت ضياالحق كه از جشن پيروزي رزمندگان اسلام در خرمشهر و تيراندازي هوايي شيعيان در پاراچنار ناراحت بود قصد داشت كه از شيعيان بخاطر چنين حمايت هايي از جمهوري اسلامي ايران انتقام بگيرد. بر همين اساس مهاجران تندرو افغان از قبيله منگل و افراطي هاي ساير قبائل را آزاد گذاشت كه به اقليت شيعه شهر صده در 35 كيلومتري جنوب شرق پاراچنار حمله كنند . آنها نيز خانواده معروف « حاجي دادو » را با تمامي فرزندانش به همراه چند محافظ كشتند و درگيري ها تا چند روز ادامه يافت ولي هنگامي كه دولت پيروزي شيعيان را در اين جنگ مشاهده كرد با وارد كردن نيروهاي دولتي از ادامه جنگ جلوگيري كرد و منازل و املاك شيعيان در صده به اشغال افراطي ها در آمد و همه شيعيان مجبور به ترك اين شهر شدند.
پس از آن بود كه ترور و حمله به شيعيان در سراسر پاكستان آغاز شد و دولت اين كشور نيز حد اقل با سكوت خود در اين اقدام سهيم بود.
به هرحال قبل از آن زمان شيعيان و اهل تسنن در اين منطقه به هر شكل با هم زندگي مي كردند و بعد از آن بود كه شيعيان اهل تسنن هر دو قرباني افراطي گري هاي وهابي ها و نيروهاي تندرو افغان گرديدند.
تشكيل « سواد اعظم اهل سنت » و « سپاه صحابه » براي براندازي شيعيان
پس از اين حوادث در پاراچنار در سال 1360 دست پرورده هاي سياسي پاكستاني با پشتيباني دولت ضياالحق گروهي به نام « سواد اعظم اهل سنت » در محله « لالوكيت » شهر كراچي تشكيل دادند كه بعدها اين محله به « لياقت آباد » تغيير نام يافت . اين گروه در مدت كوتاهي با افراطي گري به تخريب مساجد و حسينيه هاي شيعيان و ترور برخي از بزرگان اهل تشيع در اين محله پرداخت . گروهك « سواد اعظم » به شيعيان منطقه « لالو كيت » حمله كردند و با به شهادت رساندن عده اي شيعيان اين محله را مجبور به ترك خانه و كاشانه خودشان كردند.
پس از اين مسئله در سال 1362 در منطقه « پيوار » (زادگاه شهيد سيد عارف حسين حسيني ) عده اي از شيعيان براي جمع آوري هيزم به جنگل رفته بودند كه مورد حمله همين نيروهاي افراطي قرار گرفتند و هفت نفر از آنها به شهادت رسيدند. به دنبال اين مسئله عده اي از شيعيان كه هيچ برنامه اي هم نداشتند در مسير عبور به سمت افغانستان به قصد انتقام 13 تن از اين افراد را كشتند و اين درگيري به مدت يك هفته در همان منطقه « پيوار » از توابع پاراچنار ادامه يافت .
در سال 1364 دولت ضياالحق كه براي ادامه حكومت خود و با هدف جلوگيري از گسترش نفوذ شيعيان به گروه هاي افراطي مانند سواد اعظم احتياج داشت به همراهي برخي از دول مخالف شيعه در منطقه گروه تروريستي موسوم به « سپاه صحابه » را تشكيل داد كه بعد از تشكيل اين گروهك ترور علما و شخصيت هاي شيعي در سراسر پاكستان و درگيري هاي پراكنده در نقاط مختلف منطقه پاراچنار آغاز شد كه اين درگيري ها چندان گسترده نبود و اين وضعيت تا سال 1366 ادامه يافت .
قابل ذكر است كه در اين زمان ترور شيعيان به صورت فردي رواج يافته بود و همچنين تنها شخصيت هاي شيعه هدف قرار مي گرفتند كه بعدا اين روند به عامه مردم شيعه تسري يافت .
صدور فتواي تصرف زنان شيعه با حمايت آمريكا
مهاجرين افغان در اكثر مناطق كرم ايجنسي حضور پررنگي داشتند و اردوگاه هاي آنها در سراسر منطقه پراكنده بود.
در سال 1366 احزاب هفتگانه افغان در شهر پيشاور « دولت در تبعيد » تشكيل داده و خواهان شناسايي آن از سوي دول خارجي بويژه آمريكا بودند. رهبران اين احزاب طي سفري به آمريكا با « رونالد ريگان » رئيس جمهور وقت آمريكا جلسه اي در واشنگتن داشتند كه آمريكا از آنها خواست محلي را براي تشكيل چنين دولتي تعيين كنند كه فاصله آن با كابل زياد نباشد و اينگونه بود كه چراغ سبز يك درگيري بي سابقه و هولناك در پاراچنار را دريافتند.
اين گروه هاي جهادي بجز حزب اسلامي افغانستان در ابتدا انديشه هاي فعاليت هاي افراطي نداشتند اما در آن زمان كه آمريكا و دول غرب از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و بيداري مسلمانان در منطقه به وحشت افتاده بودند اين گروه ها نيز به فعاليت هاي افراطي روي آوردند و به بهانه هاي مختلف از فرصت هاي پيش آمده براي تضعيف شيعيان استفاده كردند. از آنجا كه اين گروه ها از حمايت صد در صدي آمريكا برخوردار بودند توانايي بالقوه براي حمله به شيعيان را داشتند.
در سال 66 از طرف گروه هاي جهادي افغان فتاوايي در پاراچنار منتشر شد كه حتي « تصرف زنان باردار شيعه » را هم جايز مي دانست .
اين يك حركت رسمي براي از بين بردن شيعيان در منطقه پاراچنار بود و فتوا داده بودند كه « شيعيان كفار سرخ » هستند و براي تضعيف و كشتار آنها برنامه ريزي دقيق كرده بودند . پس از آن از 9 جبهه جنگ و درگيري عليه شيعيان در اين منطقه شروع شد و مهاجمين در مدت يك هفته 13 روستاي شيعه نشين را تصرف كردند .
در اين درگيري ها 108 نفر از شيعيان شهيد شدند و در طرف مقابل نيز 2400 نفر از مهاجمين افراطي به هلاكت رسيدند . اين نكته به طور خاص قابل ذكر است كه فتاواي حزب اسلامي افغانستان به قدري موثر بود كه بسياري از بيماران و مجروحين از بيمارستان ها به اين جنگ آمده و كشته شده بودند و برخي از افراد كه عمل پروستات انجام داده بودند با وسايل بيمارستاني كه به بدنشان وصل شده بود با سر تراشيده به جنگ شيعيان آمده بود.
البته شيعيان تهاجم دشمن را در همه جبهه ها مهار كردند و موفق شدند بلافاصله روستاهاي تصرف شده را بازپس بگيرند. اين جنگ بسيار حساب شده بود. آنها مناطقي را در ايالت پنجاب براي شيعيان در نظر گرفته بودند و قصد داشتند پاراچنار را به يك پايگاه نظامي قوي براي حمله به كابل كه در آن زمان در تصرف شوروي بود تبديل كنند.
به جرات مي توان گفت كه هدف اصلي اين درگيري « تبديل پاراچنار به محلي براي دولت در تبعيد افغانستان » بود. گروه هاي جهادي قصد داشتند دولتي در تبعيد در اين منطقه تشكيل دهند كه آمريكا هم از آنها حمايت مي كرد اما با مقاومت و پايداري شيعيان اين توطئه هم خنثي شد و آنها راه به جايي نبردند.
فتاواي ضد شيعه گروه هاي موسوم به جهادي و افراطي افغان در حالي در پاراچنار منتشر شد كه شيعيان اين منطقه در مدت درگيري و جنگ در افغانستان مواد غذايي و خوراكي براي برخي گروه هاي جهادي فراهم مي كردند و نه فقط هيچ مشكلي براي آنها ايجاد نكرده بودند بلكه به ده ها هزار نفر از مهاجرين افغان در اراضي و املاك خود پناه داده بودند و دفاتر همه احزاب مذكور در امنيت كامل برقرار بوده و مردم پاراچنار بارها به دليل پناه دادن به آنها با حملات هوايي دولت افغانستان و شوروي مواجه شده بودند و اين اقدام در واقع از جانب مهماناني بود كه از ميزبان
توهين افراطي هاي وهابي به مقدسات شيعي
در سال 1375 طالبان بر اكثر مناطق افغانستان سيطره يافته بود و گروه هاي تروريستي « سپاه صحابه » « لشكر جهنگوي » و ساير گروه هاي تندرو به القاعده و طالبان پيوسته و حتي بسياري از آنها در افغانستان و پايگاه هاي طالبان آموزش مي ديدند و از آنجا به نقاط مختلف پاكستان فرستاده مي شدند. در اين سال درگيري عليه شيعيان رنگ مذهبي به خود گرفت و وهابي ها و طالبان با نام جهاد به شيعيان حمله مي كردند.
ناگفته نماند كه به دنبال اين درگيري ها چندين لشكر از ارتش پاكستان به بهانه ايجاد آرامش در پاراچنار به اين منطقه اعزام شدند. اين نيروها در همه اماكن دولتي و حتي مدارس و دبيرستان ها مستقر شدند ولي بعد از مدتي اين نيروها بدون اقدامي خاص در جهت ايجاد امنيت منطقه را به طور ناگهاني ترك كردند و بعدا مشخص شد كه اين نيروها همراه با طالبان افغاني به كابل (پايتخت افغانستان ) حمله كردند و اين شهر به اشغال طالبان درآمد. گويي دولت پاكستان در اين ماجرا نيز نقش اول و محرك جنگ را ايفا كرد.
شيعيان پاراچنار با افغان هاي تندرو و افراطي طالبان هيچ اختلاف قبيله اي و قومي نداشته و بر سر ملك و آب و زمين نيز با آنها نزاعي نداشتند و اين جنگ يه جنگ مذهبي عليه شيعيان بوده كه القاعده متشكل از تروريست هاي عرب و غير عرب و گروهك هاي تروريستي پاكستاني (هم فكر القاعده ) در پاكستان عليه شيعيان مي جنگيدند و ترور مي كردند و هنوز هم اين كار را ادامه مي دهند و آنها هيچ مشكل قبيله اي و قومي با شيعيان نداشتند و ندارند اما برخي مطبوعات و رسانه ها به اشتباه اين درگيري ها را قبيله اي جلوه مي دهند كه باعث تاسف است .
جنگ قبايلي قومي و حتي فرقه اي در پاراچنار هيچ معني و مفهومي ندارد. شيعيان از طرف طالبان و القاعده و ديگر سرشاخه هاي آنها مثل سپاه صحابه لشكر جهنگوي مورد حمله قرار مي گيرند و اين يك جنگ يك طرفه است در حالي كه در جنگ فرقه اي هر دو طرف بايد انگيزه هاي فرقه اي براي حذف مخالفين داشته باشند; در حالي كه شيعيان بنا بر تعاليم عاليه اسلام و اهل بيت (ع ) هيچ گاه حاضر به حذف مخالفين نبوده و حيات خود را هرگز در حذف مخالفين جستجو نمي كند; بنابراين حملات يك جانبه افراطي ها به هيچ وجه نمي تواند جنگ فرقه اي و قبيله اي محسوب شود.
جنگ خونين 1375 و سكوت دولت پاكستان
جنگ 1366 زماني آغاز شد كه نيروهاي افراطي در مناطق مختلف پاراچنار از جمله شهر پاراچنار در مدارس دولتي و در مساجد خودشان به محسن اسلام ابوالائمه حضرت ابوطالب عليه السلام توهين كردند كه اين امر باعث نارضايتي و خشم شيعيان شد و زعما شيعه و سران قبايل همگي در اعتراض به اين اقدام در جلسه اي با نماينده سياسي دولت مركزي پاكستان در پاراچنار (فرماندار كرم ايجنسي ) از دولت خواستند كه با عاملان اين اقدامات برخورد كند اما چون اين حوادث حساب شده بوده و اهداف خاصي را دنبال مي كرد افراطي ها از مناره همان مسجدي كه شيعيان به آنها اهدا كرده بودند دبيرستان شماره يك پاراچنار (جايي كه دانش آموزان شيعه مشغول اعتراض به توهين به مقدساتشان مشغول بودند) را با خمپاره هدف قرار دادند; در حالي كه اولين درگيري (البته غيرمسلحانه ) در بين دانش آموزان اين دبيرستان صورت گرفته بود.
از آنجا كه آمريكا و طالبان افغانستان را پشتيبان خود مي ديدند از جمعيت اكثريت شيعه در اين شهر هراسي نداشتند. حمله خمپاره اي به دبيرستان باعث شهادت 4 نفر از دانش آموزان و مدير شيعه آنها شد و به دنبال آن افراطي هاي وهابي از مناره مسجد و منازل خود شيعيان را به مدت دو ساعت و نيم به طور يكجانبه هدف آتش قرار دادند و درگيري ها رفته رفته به سراسر منطقه سرايت كرد.
شكي نيست كه دولت پاكستان اگر در همه درگيري ها با قدرت وارد صحنه مي شد و عاملين را دستگير مي كرد مي توانست به درگيري ها خاتمه دهد اما تا آن زمان رسم بر اين بوده كه هر وقت درگيري ها احتمال مي دهد كه شيعيان نمي توانند مقاومت كنند به عنوان ناظر كشته شدن شيعيان را نظاره مي كند و هنگامي كه مي بيند طرف مقابل شيعيان ضعيف شده وارد عمل مي شود و از ادامه جنگ جلوگيري مي نمايد.
آنچه مسلم است در آن زمان 2 الي پنج درصد شهر پاراچنار اهل تسنن بودند و اين حمله 2 ساعت و نيم بصورت كاملا يكطرفه ادامه داشت و شيعيان هيچ واكنشي نداشتند.
اين درگيري از طرف طالبان افغانستان نيز حمايت شد و حتي آنها تانك هاي خود را نيز به مناطق « خرلاچي » اعزام كردند اما اين تانك ها بدست جوانان شيعه افتادند و دولت پاكستان اين تانك ها را بعدا به مناطق مركزي انتقال داد.
اين جنگ يك ماه طول كشيد كه 14 روز جنگ و درگيري رسمي و 16 روز بعد نيز راه ها مسدود و وضعيت نه جنگ و نه صلح حاكم بود.
طالبان و افراطي هاي تندرو در سال 1375 و در اين درگيري ها به اهداف خود نرسيدند و شيعيان بار ديگر با درايت و هوشمندي مقابل متجاوزان مقاومت كردند.
در اين جنگ نيز هرچند طالبان و وهابي ها سعي كردند با صدور فتاوا و توهين به مقدسات شيعه اهل تسنن را با خود همراه كنند اما نتوانستند به اين هدف شوم و فرقه اي خود برسند و حتي در برخي جلسات كه زعماي شيعه براي اعتراض به نزد مقامات دولتي مي رفتند برخي از اهل تسنن نيز آنها را همراهي مي كردند.
آغاز حمله انتحاري به شيعيان در دوره مشرف
در سراسر پاكستان حملات تروريستي عليه شيعيان در دوره مشرف ابعاد جديدي به خود گرفت و ترور فردي شيعيان به كشتارهاي جمعي تبديل شد و حملات انتحاري نيز به اين حملات اضافه شد. در اين دوره علاوه بر شيعيان ساير اقوام و مناطق شمال غرب كشور نيز نا آرام و بي ثبات گرديد. در واقع با روي كار آمدن مشرف انواع تهاجمات تروريستي عليه شيعيان شدت بيشتري به خود گرفت .
قبل از مشرف اگر قرار بود كه به شيعيان حمله كنند حداقل يك يا دو نفر را مي كشتند و يا حداكثر بمبي در مسجد منفجر مي كردند اما در دوره پرويز مشرف عمليات انتحاري عليه شيعيان در سراسر پاكستان آغاز شد. در اين دوره شيعيان همه مناطق از جمله « كويته كراچي هنگو پيشاور ديره اسماعيل خان » و شهرهاي مختلف ايالت سند و پاكستان و « گلگت » در شمال اين كشور نيز كشيده شد.
در آن دوره حكومت ايالتي سرحد در دست جمعيت علماي اسلام و شخص « فضل الرحمن » بوده كه در دوره مشرف به مدت چهار سال حكومت ايالت سرحد را در دست داشته و در ائتلاف حاكم ايالت بلوچستان نيز عضويت داشت . وي كه پرورش دهنده طالبان پاكستان بوده بعد از سرنگوني ردژيم طالبان در افغانستان فضا را براي پرورش و قدرت يافتن طالبان محلي در ايالت سرحد بلوچستان ساماندهي كرد و امكانات گسترده اي را در اختيار آنها قرار داد.
او كه يكي از اعضاي اصلي « حكومت در سايه پاكستان » به شمار مي رود در همه دوره ها در كنار دولت پاكستان بوده و همواره از حمايت دولت پاكستان آمريكا و عربستان برخوردار بوده و حتي بعد از سرنگوني طالبان در افغانستان (اگر آمريكايي ها در اهدافشان در خصوص نابودي طالبان صداقت مي داشت او و امثال او را بايد مجازات مي كردند ولي ديديم كه او بعد از آن ) در پاكستان به قدرت شگرفي دست يافت و بدين ترتيب طالبان با حمايت هاي داخلي و خارجي و دولت ايالتي جمعيت علما اسلام و جماعت اسلامي (به رهبري قاضي حسين احمد) در اين منطقه رشد كرد.
در ديماه سال 1386 فرماندار منطقه قبايلي كرم ايجنسي (به مركزيت پاراچنار كه به شهرستان ديگري انتقال يافته بوده ) در مراسم توديع خود طي سخناني اعلام كرد كه « نقشه پاراچنار در سال 1386 تغيير خواهد كرد; يعني اين كه جنگ عليه شيعيان از قبل طراحي شده و قرار بود كه پاراچنار در سال 2007 بدست طالبان تحت حمايت دولت بيفتد و شيعيان نيز به ديگر مناطق كوچانده شوند! . » در همين ايام سفير آمريكا نيز در يك سفر غير منتظره و غير معمول وارد پاراچنار شد و به منطقه « تري منگل » در نزديكي هاي مرز افغانستان رفت و احتمال درگيري ها شدت يافت .
در فروردين 1386 سيلي ويرانگر مناطق مختلف پاراچنار را تخريب كرد و حكمران وقت ايالت سرحد (سپهبد بازنشسته علي محمد جان اوركزئي معروف به عداوت شديد با شيعه كه چندين جنگ و درگيري عليه شيعيان مناطق مختلف را در سابقه خود داشت ) به پاراچنار رفت و در روستايي به نام « شلوزان » اظهار داشت : « اين سيل كه چيزي نيست سيل و طوفاني كه در ماه هاي آينده اين منطقه را هدف قرار مي دهد به مراتب ويرانگرتر و زيانبار تر خواهد بود! » .
از اظهارات مقامات دولتي و اقدامات بعدي طالبان و دولت و آمريكا و ناتو به خوبي معلوم مي شود كه دولت آمريكا و مشرف در برنامه هاي مختلف با فضل الرحمن رهبر واقعي طالبان گروه هاي به اصطلاح جهادي كشمير و تمامي گروه هاي تروريستي و تكفيري منحله براي نيل به اين هدف هماهنگ بودند و اين چيزي نيست كه ديگر قابل كتمان و پرده پوشي باشد.
به عبارت ديگر آمريكا و دولت پاكستان و احزاب افراطي مانند « جمعيت علماي اسلام » و « جماعت اسلامي » هر چند به ظاهر خود را مخالف طالبان جلوه مي دهند اما در حقيقت در كنار طالبان هستند و نيروهاي دولتي در بسياري از موارد كار جمع آوري اطلاعات را براي حمله به شيعيان در اختيار طالبان قرار مي دهند.
به هر حال از زمان روي كار آمدن مشرف در اكتبر سال 1378 به بعد برخي توطئه هاي ضد شيعي در پاراچنار و تحميل جنگ به شيعيان اوركزئي و هنگو و در تنگنا قرار دادن شيعيان سراسر كشور و رواج حملات انتحاري به مساجد و حسينيه ها و مراسم ديني و مذهبي شيعيان كاملا ملموس بوده و از سال 1381 به بعد (بازهم با نظر موافق مشرف ) طالبان در پاكستان شكل گرفتند و در سايه گروه افراطي و تندرو جمعيت علماي اسلام و ساير احزاب مربوطه ايالت سرحد و مناطق قبائلي به پايگاه اصلي آنها تبديل شدند و در اين مدت تمامي باندهاي جنايتكاران بالفطره و مجرمان تحت تعقيب و گروهك هاي منحله با نظر موافق سازمان امنيتي و اطلاعاتي و ارتش در زير چتر « طالبان محلي » گرد آمدند.
در سال 1364 دولت ضيا الحق كه براي ادامه حكومت خود و با هدف جلوگيري از گسترش نفوذ شيعيان به گروه هاي افراطي مانند « سواد اعظم » احتياج داشت به همراهي برخي از دول مخالف شيعه در منطقه گروه تروريستي موسوم به « سپاه صحابه » را تشكيل داد كه بعد از تشكيل اين گروهك ترور علما و شخصيت هاي شيعي در سراسر پاكستان و درگيري هاي پراكنده در نقاط مختلف منطقه پاراچنار آغاز شد
فتاواي ضد شيعه گروه هاي موسوم به جهادي و افراطي افغان در حالي در پاراچنار منتشر شد كه شيعيان اين منطقه در مدت درگيري و جنگ در افغانستان مواد غذايي و خوراكي براي برخي گروه هاي جهادي فراهم مي كردند و نه فقط هيچ مشكلي براي آنها ايجاد نكرده بودند بلكه ده ها هزار نفر از مهاجرين افغان در اراضي و املاك خود پناه داده بودند و...
با تشكيل گروه هاي مختلف تروريستي مانند « سواد اعظم اهل سنت » « سپاه صحابه » « لشكر جهنگوي » و « طالبان پاكستاني » حلقه محاصره شيعيان در منطقه پاراچنار تنگ تر شد و از سال 1366 با صدور فتاوايي مانند « تصرف زنان شيعه جايز است » و « شيعيان كفار سرخ هستند » حمله و درگيري شديد عليه شيعيان آغاز شد كه تا امروز نيز ادامه دارد
از زمان روي كار آمدن ژنرال مشرف به بعد برخي توطئه هاي ضد شيعي در پاراچنار و تحميل جنگ هايي به شيعيان اوركزئي و هنگو و در تنگنا قرار دادن شيعيان در سراسر كشور و رواج حملات انتحاري به مساجد و حسينيه ها و مراسم ديني و مذهبي شيعيان كاملا ملموس بوده و از سال 1381 به بعد (باز هم با نظر موافق مشرف ) طالبان در پاكستان شكل گرفتند و در سايه گروه افراطي و تندرو جمعيت علماي اسلام و ساير احزاب مربوطه ايالت سرحد و مناطق قبائلي به پايگاه اصلي آنها تبديل شدند

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:13  توسط ح  | 

نوري المالكي » نخست وزير عراق در بازديد از محموله طلايي كه براي تامين مالي عمليات تروريستي وارد عراق شده است گفت : نيروهاي امنيتي عراق در يكي از منازل شهر موصل در شمال عراق اين محموله طلا را كشف كرده اند كه از يك كشور عربي براي حمايت از عمليات تروريستي وارد عراق شده است .
به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي مالكي در سخناني كه از شبكه هاي تلويزيوني عراق پخش شد از مواضع اين گروه از كشورها در حمايت از تروريسم در كشورش ابراز تاسف كرد.
وي كه « عبدالقادر جاسم العبيدي » وزير دفاع عراق همراهي اش مي كرد صريحا به نام كشور ارسال كننده محموله طلا براي تروريست ها اشاره اي نكرد. بر اساس اين گزارش « صادق الموسوي » يك تحليلگر برجسته عراقي در اين خصوص گفت كه اين اقدامات نشان مي دهد كه در تفكرات دستگاه هاي اطلاعاتي اين كشورها هنوز نگاه منفي به روند سياسي عراق وجود دارد. وي گفت آنها بدانند كه حمايت شان از تروريسم روزي دامن خودشان را خواهد گرفت .
موسوي افزود : متاسفانه هرچه عراق دستش را براي دوستي به سوي كشورهاي عرب دراز مي كند اما آنها با اينگونه اقدامات نشان داده اند كه هنوز براي ما منبع شر هستند. محافل سياسي و رسانه هاي عراق طي روزهاي جاري دامنه حملات خود را به برخي كشورهاي عربي منطقه و از جمله عربستان به خاطر مخالفت آنان با روند نوين سياسي در كشورشان تشديد كرده اند.
از جمله تامين نيروي انساني و مالي گروه هاي تروريستي و نيز تلاش و فشار آنان به دولت عراق براي بازگرداندن حزب بعث به صحنه سياست اين كشور از مهمترين موارد نارضايتي ها در بغداد عليه دولت هاي عرب منطقه است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 8:23  توسط ح  | 

منابع امنيتي پاكستان اعلام كردند كه بر اثر انفجار يك عامل انتحاري كه ديروز مراسم عزاداري را در يك مسجد شيعه در شهر چكوال در مركز پاكستان هدف قرار داد 240 نفر كشته و زخمي شدند .
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خبرنگار شبكه العربيه اعلام كرد : يك عامل انتحاري براي ورود به مجلس عزاداري شيعيان كه هر ساله اين مراسم را برگزار مي كنند تلاش كرد و در حالي كه محافظان اين مجلس اقدام به ممانعت از ورود وي كردند بمبي كه وي حمل مي كرد منفجر شد و به كشته شدن 40 نفر و زخمي شدن 200 نفر ديگر انجاميد .
خبرهاي رسيده حاكي است حدود دو هزار نفر در اين مراسم عزاداري حضور داشتند و پيش بيني مي شود كه تعداد تلفات افزايش يابد چرا كه زخمي شدگان دچار جراحت هاي خطرناك شده اند.
در همين ارتباط روز گذشته رئيس جمهور و نخست وزير پاكستان بمب گذاري مسجد شيعيان در استان پنجاب را محكوم كردند.
آصف علي زرداري رئيس جمهور و يوسف رضا گيلاني نخست وزير پاكستان پس از اين حادثه دستور انجام تحقيقات فوري در مورد اين حادثه را صادر كردند.
به گزارش خبرگزاري شينهوا زرداري هم چنين به وزارت كشور دستور داد تا دو هلي كوپتر را به منطقه چاكوال در 90 كيلومتري جنوب شرق اسلام آباد براي انتقال زخميان اين حادثه به بيمارستان اسلام آباد اعزام كنند.
شهباز شريف وزير ارشد استان پنجاب نيز اين انفجار را محكوم كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 8:20  توسط ح  | 

به گزارش شيعه آنلاين، اين منابع آگاه در ادامه افزودند: روي اين CD هاي ضدشيعي نوشته شده "هدايت شديم" و گويا به سخنراني افرادي كه ادعا مي كنند در گذشته شيعه بوده و اكنون سني مذهب شده‌اند، مربوط مي‌شود.

نكته قابل توجه اينجاست كه عمليات توزيع اين CD ها در حالي صورت گرفته كه خودروهاي وابسته به نيروهاي امنيتي سعودي، به صورت شبانه روز در شهرهاي شيعه نشين رفت و آمد مي‌كنند و هرگونه حركتي را زير نظر دارند و اين مسأله نشان از رضايت مقامات امنيتي عربستان از توزيع اين CD ها در شهرهاي شيعه نشين دارد. اين اولين رفتار ضدشيعي نيروهاي امر به معروف و نهي از منكر نيست بلكه آنان حدود دو هفته پيش نيز توزيع گسترده و رايگان كتب ضدشيعي در اطراف مسجدالنبي(ص) را انجام دادند. كتابي كه توسط اين نيروهاي توزيع مي‌شد "پرسش‌هايي جوانان شيعه را به راه راست هدايت كرد" نام داشت. اين نيروهاي افراطي گويا تمايل دارند به اختلاف افكني ميان شيعه و سني ادامه دهند و بدون شك آنان با اين كار خود مانع از آرام شدن اوضاع در عربستان سعودي مي‌شود. اين كتاب ضدشيعي توسط "سليمان صالح خراشي" از چهره‌هاي سرشناس وهابيت در سال 2007 ميلادي نگاشته شده و بر پشت كتاب نوشته اند: "منتشر كردن مطالب اين كتاب در هر جايي از نقطه كره زمين بدون كم كردن و يا زياد كردن مطلب جديدي بلا مانع است".

شايان ذكر است توزيع اين كتب و CD هاي ضدشيعي موجب خشم شديد شيعيان عربستان سعودي شده و بدون شك در صورت ادامه چنين كاري از سوي نيروهاي افراطي وهابيت، انتفاضه شيعيان اين كشور مجددا آغاز خواهد شد. توزيع اين كتاب اولين بار حدود دو سال پيش در مدينه منوره و برخي شهرهاي شعيه نشين آغاز شد اما به هيچ وجه استقبالي از آن نشد اما اكنون نيروهاي افراطي وهابيت از درگيري‌ها و حوادث اخير مدينه منوره سوء استفاده كرده و توزيع اين كتاب را مجددا آغاز كرده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:29  توسط ح  | 

به گزارش شيعه آنلاين، اين معلم وهابي كه "ماجد عطيه لهيبي" نام دارد و درس ديني را به اجبار و بر اساس مذهب حنبلي به اين دانش آموزان مي‌آموزد، هنگامي كه ديد در دست يكي از دانش آموزان انگشتري عقيق وجود دارد كه بر روي آن نام مبارك پنج تن آل عبا نوشته شده است، به تمام دانش آموزان دستور داد كه انگشتران خود را در آورده و به وي تحويل دهند.

"ماجد لهيبي" پس از گرفتن تمام انگشترها، به دانش آموزان گفت: در صورتي كه يك بار ديگر اين چنين انگشترهايي در دستانتان ببينم،‌ فورا نيروهاي امر به معروف و نهي از منكر را خبر خواهم كرد و هر چه به سرتان آمد، مسئوليتش با خودتان است.


 

                                       


 

                                          انگشتري که عکس ملک عبدالله روي آن قرار دارد


 

گفتني است احاديث زيادي در مورد فضائل انگشتر وجود دارد، اما متأسفانه انديشه ضاله و منحرف وهابيت اين كار را جزو بدعت‌ها مي‌داند.

شايان ذكر است اين اتفاق در حالي افتاد كه بازار شهرهاي مختلف عربستان سعودي مملو از انگشترهايي است كه عكس "ملك عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود" پادشاه سعودي و ديگر شاهزادگان عربستاني بر روي آن قرار دارد و بسياري از شهروندان اين كشور از اينگونه انگشترها براي زيبايي استفاده مي‌كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:27  توسط ح  | 

روزنامه عراقي « الصباح الجديد » روز دوشنبه فاش كرد : يك مامور اطلاعاتي متواري عربستان سعودي كه تحت پوشش « جهاد » در سال هاي گذشته وارد عراق شده بود مسئول انفجار 13 زيارتگاه شيعيان و مراقد صحابي هاي جليل القدر در استان دياله است .
اين روزنامه به نقل از يك عضو سابق در گروه هاي مسلح عراقي وابسته به تشكيلات القاعده كه به نوشته روزنامه با اين تبعه سعودي همكاري داشته آورده است كه اين تبعه سعودي معروف به « ابوعبدالله » در اسفند 1382 وارد دياله شد و در بدو ورود نقشه ها و اطلاعات كاملي از اماكن زيارتي و عبادتگاه هاي اين استان داشت و قبل از هر چيز فعاليت خود را بر انفجار اين اماكن زيارتي و مقدس متمركز كرد.
به گفته اين شخص كه الصباح الجديد از او به عنوان « ابوبلال » ياد كرده است ابوعبدالله يك فرد عادي يا رهبر يكي از گروه هاي مسلح نبود بلكه خط مشي و نگاهي كاملا امنيتي و اطلاعاتي داشت و اطلاعات مفصلي از چگونگي تعامل با اهالي و زبان محلي منطقه داشت .
وي هرچند مدت زمان كوتاهي در « بعقوبه » مركز استان دياله ماند اما توانست 13 زيارتگاه و عبادتگاه و مرقد صحابي و امامزاده را در حومه بعقوبه و شهرستان « مقداديه » واقع در شمال بعقوبه منفجر كند.
ابوبلال كه عراقي است تاكيد كرد كه ابوعبدالله با ويژگي ها و اطلاعات و نقشه هايي كه همراه داشت چيزي جز يك مامور چند جانبه اطلاعاتي نبود و در دياله براي اغراض خاصي فعاليت مي كرد كه در صدر اين برنامه ها انفجار و ويران كردن مراقد امامزاده ها و صحابي هاي جليل القدر بوده است .
وي اضافه كرد : ابوعبدالله توانست در مدت حضورش در دياله يك گروه مسلح 20 نفره تشكيل دهد و بر آن عنوان « گروه امر به معروف و نهي از منكر » نهاد و به هر فرد از اعضاي گروه كه مي توانستند زيارتگاه يا عبادتگاهي را منفجر كنند 200 دلار پاداش مي داد .
به نوشته اين روزنامه ابوبلال در سال 1384 به اتهام فعاليت مسلحانه و تروريستي دستگير و در گذشته از زندان آمريكايي « بوكا » در عراق آزاد شد.
وي گفته است كه از سرنوشت ابوعبدالله بي اطلاع است و نمي داند چه بر سر اين تبعه سعودي آمده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 19:20  توسط ح  | 

 خانم "مضای الرشید" پژوهشگر و استاد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه کنیز کالج در این برنامه تلویزیونی گفت: نظام عربستان سعودی هر گاه برای انجام اصلاحات و افزایش آزادی های سیاسی و دینی زیر فشارهای داخلی و خارجی قرار می گیرد، با هدف کاهش فشار و فرافکنی از آن راه حلی فریبنده می یابد و با ایجاد کمیته ای به اصطلاح ویژه در عرصه مورد نظر و تعیین رئیس از سوی خود برای آن کمیته، به گونه ای عمل می کند که گویا واقعا خواهان انجام اصلاحات و درصد ایجاد تغییر است اما با روش بازی با زمان، فشارها را کاهش داده و در صورت هرگونه اعتراض برای تعیین فردی بی طرف به عنوان رئیس کمیته مورد نظر، معترضین را بازداشت کرده و به اتهام تلاش برای براندازی نظام مورد حبس قرار می دهد.

خانم الرشید در ادامه گفت: در گذشته سه چیز در عربستان خطوط قرمزی بوده که نزدیک شدن به آنها بر همگان ممنوع بوده است. اول زیر سؤال بردن اندیشه های دینی وهابیت و علمای وهابی و مفتیان، دوم سخن گفتن در مورد مسائل مختلف جنسی و سوم اظهار نظر یا اعتراض به ساختار سیاسی حاکم بر این کشور، اما پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 میلادی به دلیل موقعیتی که نظام سعودی در آن قرار گرفت، کم‌کم اندیشه های دینی وهابیت زیر سؤال رفته و حرمت مفتیان وهابی شکسته شد و گاهی هم به دلیل برخی فتواهای تعجب برانگیز، این مفتیان مورد تمسخر خاص و عام قرار گرفتند. طی این مدت با افزایش برخی آزادی ها و کم رنگ شدن برخی عادات و تقالید قبایلی عربستانی، برخی نویسندگان و افراد رسانه ای نیز به نوشتن در مسائل جنسی روی آورده  و آثاری از خود بر جای گذاشتند اند.


 

خانم مضاوی الرشید همچنین افزود: اظهار نظر یا اعتراض به ساختار سیاسی نظام عربستان تنها ستونی است که تا بدین لحظه در این کشور اجازه دست خوردن به آن داده نشده است اما پس از افزایش فشارهای مختلف، اخیرا خاندان حاکم آل سعود به فکر آن افتاد تا با ایجاد برخی اصلاحات کمی از این فشارها بکاهد اما متأسفانه چنین اصلاحاتی بی فایده بوده و مانند اصلاحات گذشته این کشور تنها برای فرافکنی از تغییر واقعی بوده است.


 

این استاد دانشگاه عربستان در ادامه گفت: طی چند ماه اخیر و به ویژه پس از پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و گروههای مقاومتی فلسطینی در جنگ 22 روزه، نظام حاکم در عربستان به افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه اعتراف کرده و از این مسأله به شدت نگران شده است از همین رو ما چند روز پیش شاهد آغاز تحرکات این کشور برای اجرای طرح آشتی میان اعراب و بهبود رابطه با دولت سوریه بوده ایم تا شاید از این طریق بتوانند کمی از نزدیکی رابطه تهران – دمشق بکاهند.


 

مضاوی الرشید افزود: البته ناگفته نماند این طرح پس از آن آغاز شد که "باراک اوباما" در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پیروز شده و چراغ سبز آغاز چنین طرحی را به آل سعود نشان داد زیرا دولت جدید آمریکا نیز به قدرتمند بودن جمهوری اسلامی ایران در منطقه و لزوم همکاری و گفتگو با آن اذعان کرده است.


 

این فعال سیاسی عربستانی گفت: از سوی دیگر ناگفته نماند که پس از حوادث 11 سپتامبر که چهره دینی عربستان سعودی خدشه دار شد، این نظام تلاش کرده با اهمیت دادن و روی آوردن به عرصه اقتصادی شهروندان خود را درگیر این مقوله کند و نیز به جهانیان نشان دهد که قبل از اینکه یک کشور دینی باشد یک کشور اقتصادی است. نظام آل سعود با این کار توانسته تقریبا تمام شهروندان خود را با اقتصاد درگیر کرده تا در صورت مشاهده هرگونه رفتار مخالف دلخواهش از سوی شهروندان، منافع آنان را مورد تهدید و در معرض خطر قرار دهد و بدین ترتیب به خوبی آنان را کنترل کند و زیر ذره بین قرار دهد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 20:44  توسط ح  |